اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
452
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
ساخت و مالها در اختيار وى گذاشته شد و زنجيرى از نقره بوى داد و گفت : هر گاه به خراسان رسيدى مامون را با اين زنجير در بند كن و او را نزد من فرست . چون خبر به مامون رسيد به طاهر بن حسين بن مصعب بو شنجى پيشنهاد كرد تا ( بجنگ امين ) بيرون رود و پيش از اين او را بر شهرستان بوشنج حكومت داده بود ، و عذر او را از بابت اسب و اسلحه بر طرف كرد و طاهر رهسپار شد تا در سال 195 با على بن عيسى در رى روبرو شد در حالى كه على بن عيسى سپاهى عظيم داشت و طاهر بن حسين با پنج هزار بود ، پس على بن عيسى با چند نفرى بيرون آمد و پيرامون لشكر مىگشت كه طاهر بن حسين او را ديد و با گروهى از همراهان خويش بر سر وى تاخت و با على كه بر يابوى زردى سوار بود و جبه اى سرمه اى رنگ و بلند بر تن داشت روبرو شد ، پس همراهان على از وى دفاع كردند تا گروهى كشته شدند و او رو بگريز نهاد ليكن طاهر بتنهايى وى را تعقيب كرد و او را با شمشير خود زد تا از پا در آمد و روى زمين افتاد ، پس طاهر فرود آمد و سرش را از تن برگرفت و باردوگاه خود بازگشت و سر را بر نيزه اى نصب كرد و در لشكر على بن عيسى ندا در داد كه امير كشته شد و خبر كشته شدن وى را بهمراهانش رسانيد تا بهزيمت رفتند و خزينه ها و چارپايان خود را رها كردند و طاهر شب نكرد تا آنكه تمام آنچه را در لشكرش بود بدست آورد و بسيارى از يارانش از وى امان خواستند . طاهر مژده فتح را براى مامون به مرو نوشت و سر ( على بن عيسى ) را با مردى از ياران خود نزد وى فرستاد و چون ( فرستاده ) بر ذو الرياستين در آمد ، خبر را از وى پرسيد ليكن او دست و پاى خود را گم كرد و از سخن بازماند و نتوانست پاسخش دهد ، پس فضل را هراس گرفت و كيسه ( پست ) را گشود و نامه ها را خواند و سپس گفت : سر كجا است ؟ و [ آنچه را ] همراه داشت تفتيش كرد و سر بدست